کتاب “البيان في تفسير القرآن” نوشته‌ی آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی، یکی از آثار برجسته در زمینه‌ی تفسیر قرآن و علوم قرآنی است. این اثر، که حاصل درس‌های ایشان در حوزه علمیه نجف است، مباحث مختلفی از جمله اعجاز قرآن، تحریف، نسخ، و تفسیر سوره حمد را به تفصیل مورد بررسی قرار می‌دهد. در این مقاله، به تحلیل این اثر پرداخته و نکات اصلی آن را با توجه به مباحث مختلف قرآن‌شناسی بررسی می‌کنیم.

الف) روش‌شناسی تفسیر در “البيان”:

آیت‌الله العظمی خویی در آغاز کتاب، روش تفسیر خود را شرح می‌دهند و بر لزوم تدبر در قرآن تأکید می‌کنند. ایشان با توضیح آیات قرآنی، جایگاه ویژه‌ی قرآن را در زندگی مسلمانان روشن می‌سازند و بر اهمیت فهم دقیق این کتاب آسمانی به‌ویژه در عصر حاضر تاکید دارند.

ب) اعجاز قرآن:

در بخش مربوط به اعجاز قرآن، آیت‌الله العظمی خویی به تبیین معنای لغوی و اصطلاحی اعجاز پرداخته و تفاوت آن را با سحر توضیح می‌دهند. ایشان قرآن را برترین معجزه دانسته و با اشاره به بلاغت و فصاحت قرآن در زمان جاهلیت، اثبات می‌کنند که قرآن در همه اعصار، از نظر بیان و محتوای عالی خود، بی‌نظیر است. همچنین، آیت‌الله خویی به تشریع و اخبار از غیب اشاره کرده و به ابعاد ناپذیر قرآن پرداخته‌اند.

ج) تحریف قرآن:

آیت‌الله العظمی خویی مهمترین بحث کتاب ” البيان في تفسير القرآن ” را “تحریف ناپذیری قرآن” قرار داده‌اند. ایشان تحریف قرآن را به‌طور جامع رد کرده و بر این نکته تاکید دارند که هیچ تحریفی در قرآن صورت نگرفته است. ایشان ضمن نقد آراء برخی محققان که به تحریف قرآن اعتقاد دارند، از دلایل مختلف قرآنی، تاریخی و روایی استفاده کرده‌اند تا ثابت کنند که قرآن از هرگونه تحریف مصون است. همچنین، ایشان دیدگاه‌های مختلف درباره جمع قرآن را بررسی کرده و اثبات می‌کنند که قرآن در زمان رسول‌الله به‌طور کامل جمع‌آوری شده بود.

بیشتر بخوانید: سیرت حضرت فاطمه زهرا در سخنان آیت‌الله العظمی خویی: الگویی برای انسانیت و عدالت

د) قرائت‌ها و “احرف سبعه”:

در مورد قرائت‌های مختلف قرآن و بحث “احرف سبعه”، آیت‌الله العظمی خویی نظر خود را مبنی بر عدم تواتر قرائت‌ها بیان کرده‌اند. ایشان بر این باورند که هیچ دلیلی برای اثبات تواتر قرائت‌ها وجود ندارد و با استفاده از دلایل تاریخی و نقلی، صحت این دیدگاه را تایید می‌کنند. همچنین، در نقد حدیث “احرف سبعه” اشاره می‌کنند که این حدیث هیچ ارتباطی با موضوع قرائت‌ها ندارد و بنابراین باید آن را مردود دانست.

ه) حجیّت ظواهر قرآن:

آیت‌الله العظمی خویی در بخش‌های مختلف کتاب البیان فی تفسیر القرآن، به مسئله‌ی حجیّت ظواهر قرآن پرداخته‌اند. ایشان با استناد به دلایل عقلی، قرآنی و روایی، حجیّت ظواهر قرآن را اثبات کرده و دیدگاه‌های مخالف را نقد می‌کنند. همچنین، ایشان به مسئله نسخ آیات قرآن پرداخته و نظر خود را در مورد آیات منسوخ بیان کرده‌اند.

و) تفسیر سوره حمد:

در پایان کتاب البيان في تفسير القرآن ، آیت‌الله العظمی خویی به تفسیر سوره حمد پرداخته‌اند. این تفسیر نه تنها از لحاظ لغوی و ادبی دقیق است، بلکه در آن به مسائل فقهی نیز پرداخته شده است. یکی از بحث‌های مهم در این تفسیر، بررسی مفهوم “عبادت” و “بسمله” است که از دیدگاه فقهی نیز حائز اهمیت می‌باشد.

نتیجه‌گیری:

کتاب “البيان في تفسير القرآن” با توجه به روش‌شناسی دقیق و تحلیلی آیت‌الله العظمی خویی، به یکی از آثار مهم در علوم قرآنی تبدیل شده است. بحث‌های گسترده در زمینه‌های اعجاز، تحریف ناپذیری قرآن، قرائت‌ها و “احرف سبعه”، حجیّت ظواهر قرآن و تفسیر سوره حمد، این اثر را به منبعی جامع برای پژوهشگران قرآن‌شناسی تبدیل کرده است. تاثیر این کتاب در حوزه‌های مختلف علمی و توجه پژوهشگران اهل سنت به آن، نشان‌دهنده‌ی جایگاه برجسته این اثر در مطالعات قرآنی است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *