حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۲۷ مرداد , ۱۴۰۵ Tuesday, 18 August , 2026 ساعت ×
ویژگی‌های شخصیت علمی آیت‌الله العظمی خویی (قدس سره)
  • مرداد 3, 1405 ساعت: ۹:۳۳
  • تاریخ فقاهت شیعه در حقیقت تاریخِ تکامل پیوسته علم، تحقیق و اجتهاد است. در هر دوره، فقهای بزرگی ظهور کرده‌اند که با دانش، اندیشه و پژوهش‌های خود، فقه اهل‌بیت علیهم‌السلام را استوارتر، منظم‌تر و کارآمدتر ساخته‌اند. برخی به سامان‌دهی مباحث فقهی پرداختند، برخی اصول استنباط را تحکیم کردند، گروهی راه‌های تازه‌ای در استدلال گشودند و […]

    تاریخ فقاهت شیعه در حقیقت تاریخِ تکامل پیوسته علم، تحقیق و اجتهاد است. در هر دوره، فقهای بزرگی ظهور کرده‌اند که با دانش، اندیشه و پژوهش‌های خود، فقه اهل‌بیت علیهم‌السلام را استوارتر، منظم‌تر و کارآمدتر ساخته‌اند. برخی به سامان‌دهی مباحث فقهی پرداختند، برخی اصول استنباط را تحکیم کردند، گروهی راه‌های تازه‌ای در استدلال گشودند و برخی دیگر اجتهاد را با مسائل نوپدید زمان هماهنگ ساختند.

    در این مسیر علمی، شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی، نجف اشرف را به مرکز فقاهت تبدیل کرد و فقه را بر پایه‌های استوار استدلال و بهره‌گیری از منابع نقلی بنا نهاد. محقق حلی به ابواب فقهی نظم منطقی بخشید، علامه حلی فقه استدلالی را گسترش داد و روش تطبیقی را تقویت کرد. شهید اول و شهید ثانی بر دقت و تطبیق فقهی افزودند و وحید بهبهانی با مقابله با جمود اخباری‌گری، مکتب اصولی را احیا کرد و روح اجتهاد را دوباره زنده ساخت.

    این جریان علمی با شیخ مرتضی انصاری وارد مرحله‌ای تازه شد. او مباحث اصول عملیه، حجیت امارات، برائت، احتیاط، استصحاب و تعادل و تراجیح را به گونه‌ای سامان داد که پایه‌های اصول فقه جدید استوار شد. پس از او، آخوند ملا محمدکاظم خراسانی با تألیف «کفایة الاصول»، اندیشه اصولی را از نظر عمق فلسفی، نظم منطقی و جامعیت استدلالی ارتقا بخشید و آیت‌الله شیخ محمدحسین نائینی نیز بر این میراث علمی، دقت‌های عقلی و تحلیل‌های عمیق افزود.

    آیت‌الله العظمی خویی (قدس سره) یکی از درخشان‌ترین و تأثیرگذارترین حلقه‌های این مسیر تکاملی است. ایشان میراث علمی پیشینیان را تنها حفظ نکرد، بلکه با تنقیح، تحقیق، نقد و بازسازی علمی، افق‌های تازه‌ای برای اجتهاد گشود. امتیاز فقاهت ایشان در فراوانی فتوا نبود، بلکه در اصالت روش علمی بود. از نگاه آیت‌الله العظمی خویی، اساس اجتهاد بر حجیت دلیل است، نه شهرت یک دیدگاه؛ بر اعتبار سند است، نه کثرت نقل؛ و بر بررسی دقیق موضوع است، نه تقلید از آرای گذشتگان.
    در مکتب علمی آیت‌الله العظمی خویی، فقه، اصول و علم رجال سه دانش جدا از هم نیستند، بلکه اجزای به‌هم‌پیوسته یک نظام استنباطی به شمار می‌روند. به همین دلیل، علم رجال نزد ایشان حاشیه‌ای بر فقه نبود، بلکه مقدمه ضروری اجتهاد محسوب می‌شد. تا زمانی که اعتبار سند ثابت نشود، بررسی دلالت کامل نیست و تا زمانی که دلالت روشن نگردد، استنباط حکم شرعی اعتبار لازم را نخواهد داشت. از این رو، آیت‌الله العظمی خویی پیوندی استوار میان سند، دلالت و حجیت برقرار کرد که یکی از ویژگی‌های برجسته فقاهت معاصر به شمار می‌رود.

    بخوانید: پیام تسلیت بیت آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی (قدس سره)

    یکی از جنبه‌های مهم روش اجتهادی آیت‌الله العظمی خویی، توجه ویژه ایشان به قرآن کریم بود. ایشان علاقه داشت تفسیری جامع بر قرآن تألیف کند که از نظر استدلال، روش اصولی و عمق علمی، نمایانگر یک مکتب مستقل تفسیری باشد. در مقدمه این طرح بزرگ، کتاب ارزشمند «البیان فی تفسیر القرآن» را تألیف کرد که اثری مهم در زمینه علوم قرآن، جمع قرآن، عدم تحریف قرآن و اصول تفسیر به شمار می‌آید.

    اما هنگامی که آیت‌الله العظمی خویی دریافت علامه سید محمدحسین طباطبایی نیز در حال تدوین تفسیری جامع با رویکردی مشابه است، با اخلاق علمی، احترام به دانشمندان و پرهیز از تکرار غیرضروری، ادامه این پروژه را متوقف کرد.
    این رفتار دو ویژگی برجسته شخصیت علمی ایشان را آشکار می‌کند. نخست اینکه هدف آیت‌الله العظمی خویی از علم، شهرت یا افزایش آثار نبود، بلکه پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی علمی امت اسلامی بود. ایشان زمانی که مشاهده کرد عالمی بزرگ در همان عرصه خدمتی ارزشمند ارائه می‌دهد، راه همکاری، احترام و وسعت نظر علمی را برگزید.

    دوم اینکه اگرچه ظاهراً از یک پروژه بزرگ تفسیری دست کشید، اما پس از آن توان علمی خود را در مسیر تألیف «معجم رجال الحدیث» متمرکز ساخت. گویا تقدیر الهی چنین رقم زده بود که بزرگ‌ترین خدمت ایشان در عرصه علم حدیث، رجال و فقاهت استدلالی باشد؛ خدمتی که از نظر جامعیت، دقت تحقیق و آثار ماندگار، کم‌نظیر است.

    «معجم رجال الحدیث» تنها معرفی راویان نیست، بلکه دانشنامه‌ای گسترده درباره جرح و تعدیل، طبقات راویان، اتحاد و تعدد عناوین، توثیقات خاص و عام، تعارض اقوال، تشخیص افراد مجهول، نقد اسناد و مبانی حجیت خبر است. این اثر، ساختار استنباطی فقاهت معاصر را بر پایه‌های تازه‌ای استوار کرد. اگر «البیان» نشان‌دهنده ذوق قرآنی آیت‌الله العظمی خویی است، «معجم رجال الحدیث» کامل‌ترین بیانگر مکتب اجتهادی ایشان به شمار می‌رود.

    روش آیت‌الله العظمی خویی در علم اصول نیز ویژگی‌های خاص خود را دارد. مباحثی مانند حجیت خبر واحد، اصالة الظهور، اطلاق و تقیید، عام و خاص، مفاهیم، استصحاب، برائت، اشتغال، احتیاط، حکومت و ورود، تعارض ادله و مرجحات، در اندیشه ایشان با دقت، تحلیل عمیق و استحکام منطقی بررسی شده است.

    از دیدگاه ایشان، علم اصول حاکم بر فقه نیست، بلکه خدمتگزار فقه است؛ از این رو ارزش هر بحث اصولی به میزان تأثیر آن در استنباط عملی احکام سنجیده می‌شود.

    یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته آیت‌الله العظمی خویی، استقلال علمی ایشان بود. ایشان از بزرگان پیشین مانند شیخ طوسی، نجاشی، محقق حلی، علامه حلی، شیخ انصاری و آخوند خراسانی بهره فراوان برد، اما هرگز شخصیت را بر دلیل مقدم نکرد. روش علمی ایشان بر این اصل استوار بود که دلیل وابسته به اشخاص نیست، بلکه آرای اشخاص باید در پرتو دلیل سنجیده شود.

    تأثیر آیت‌الله العظمی خویی بر فقاهت معاصر بسیار گسترده است. در حوزه نجف اشرف، قم، مشهد، لبنان، شبه قاره هند و دیگر مراکز علمی جهان اسلام، آثار روش تحقیق رجالی، استدلال اصولی و دقت فقهی ایشان به روشنی دیده می‌شود. بسیاری از فقها ممکن است در برخی نتایج با ایشان اختلاف داشته باشند، اما اهمیت روش علمی ایشان قابل انکار نیست.

    مطالعه بی‌طرفانه تاریخ فقاهت نشان می‌دهد که شیخ طوسی پایه‌های علمی نجف را بنا نهاد، شیخ انصاری اصول اجتهاد را وارد مرحله‌ای نو کرد و آیت‌الله العظمی خویی با پیوند دادن فقه، اصول و رجال در یک نظام هماهنگ استنباطی، مکتب نجف را وارد مرحله‌ای تازه ساخت.

    میراث حقیقی آیت‌الله العظمی خویی تنها در فتاوا و آثار مکتوب ایشان خلاصه نمی‌شود، بلکه در روش تحقیقی اوست؛ روشی که دلیل را محور، تحقیق را معیار، امانت علمی را اصل و اجتهاد را اندیشه‌ای زنده و پویا معرفی کرد. این میراث به هر فقیه، پژوهشگر و طلبه می‌آموزد که بقای علم در شخصیت‌پرستی نیست، بلکه در پایبندی به دلیل، صداقت در تحقیق و جست‌وجوی حقیقت است.

    سید کرامت حسین شعور جعفری
    مقاله اصلی به زبان اردو نوشته شده است

     

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.